قدرت احمد بن حافظ
31
بهج الحذاقت ( فارسى )
شهوت و نغوظ ضعيف گرداند و اللّه اعلم ف [ فصل ربيع ] بدانكه در فصل ربيع كه مدت ماندن آفتاب است در برج حمل و ثور و جوزا اولا مبادرت بفصد و قى نمايد و استعمال ادويه مصفيات و مسكنات مواد مناسب است و اجتناب از مسخنات لازم مانند حركت بسيار و حمام و شراب و تقليل غذا بايد ساخت و بپوشد در اوائل آن سحاب و جامهاى بينى و در صيف كه مدّت ماندن نيز اعظم است در سرطان و اسد و سنبله لازم است آسائش و ارام تا سخوف و تحليل زياده نشود و بسايه نشستن و رفتن و غذاى بارده قامعه صفرا خوردن و قى كردن تا جوش اخلاط فرونشاند و ترك مسخنات و مخففات و تقيل غذا بسبب ضعف هضم و كثرت فواكه رطبه مانند آلوبخارا و خرپزه و خيار براى تسكين حرارت و بپوشد درين فصل كتان كهنه و در فصل خريف كه مدت تحويل شمس است در ميزان و عقرب و قوس از جميع مجففات و كثرت جماع و غسل به آب سرد و نوشيدن آن و كشف سر در شب و در بامداد و كثرت فواكه تر احتراز كند و قى در خريف موجب تپ است و اجتناب سازد از سردى صبح و گرمى نصف النهار و در فصل زمستان كه عبارت از ماندن خورشيد است در جدى و دلو و حوت استقبال بجامهاى پنئى و حباب و پوستين ثعلب و حواصل و دلق كثيرالحرارتاند متحمل نشوند آن را گر مبرورين ؟ ؟ ؟ و مرطوبين و غذاى غليظ مانند هريسه نخورد و كثرت گوشت و ملطفات مانند ابازير حاره نمايد و قى درين فصل مضعف است و حركات قويه سخت نافع باشد و اللّه اعلم فصل دوم در كليات علاج بدانكه علاج تمام نشود مگر بسته جزو يكى تدبير دوم ادويه سوم اعمال دست مثل استخوان شكسته و بجاى خود آوردن عضو از جا رفته را و انفجار زخم و بريدن و داغ دادن و دوختن زخم كه تدبير هريك ازينها در مطولات همچو مفرح القلوب و غير ؟ ؟ ؟ قوم است و معنى تدبير اين است كه در اسباب ستّهء ضروريه تصرف نمايد و حكم تدبير از جهت كيفيت حكم دواست لكن از آن جمله براى غذا چند احكام مخصوصاند مثل منع غذا در بحران در وسع انتهاى مرض تا طبيعت مشغول نشود بهضم غذا و از دفع مرض بازماند و همچنين در نوبت تپ نيز غذا ممنوع است و گاهى غذا كم كرده شود يا در كيفيت غذائيت اگرچه به مقدار زائد باشد چنانچه براى كسى كه اشتها و هضم او قولليست و در بدن اخلاط كثيره دارد يا رديه قليله پس غذا مانند بقول و فواكه بدهند و گاهى در كميت اى مقدار كم كرده شود براى كسى كه اشتها و هضم او ضعيف باشد و بدن محتاج غذا تا او را گوارا و هضم